مانی، یک روحانی زرتشتی بود که مدعی وحی شد و مذهبی التقاطی پدید آورد. او آراء ادیان زرتشت و بودا و مسیحیت و عرفان سویی را در هم آمیخت.

منشأ و ماهیت آیین مانوی
مانی در آغاز به فرقه صابیین پیوست و با مطالعه سایر ادیان بویژه زردشتی و مسیحیت و بودایی، مذهب التقاطی بوجود آورد که فکر می کرد آیین های بودایی زردشتی و مسیحیت بتدریج در مذهب او مستهلک خواهند شد، از این رو مانی می گفت: در هر زمانی انبیاء حکمت و حقیقت را از جانب خدا به مردم عرضه کرده اند، گاهی از هندوستان بوسیله پیغمبری بودا نام و گاهی در ایران بواسطه زردشت و زمانی در مغرب زمین به وسیله عیسی عاقبت من که پیغمبر خدای حق هستم مامور نشر حقایق در سرزمین بابل گشتم. بنابراین او خود را پیامبری می دانست که در بابل گم بوده است. اساس دین مانی کوشش و مساعی بشر در راه تصفیه جهان از بدیها و تاریکیها به منظور یاری اهوراه مزداه (نور) و رفع شر و تاریکی (اهریمن) بوده است. تعالی مذهبی مانی به گونه ای تنظیم شده بود که در آن بر روی همه مردم باز بوده و عقاید آن از آیین بابلی و ایرانی سیراب شده بود و بنیاد آن بر مخالفت بین نور و ظلمت و بین خیر و شر نهاده شده بود که از ستیز این دو عنصر، جهان پدید آمده است. در انسان روان نورانی و تن ظلمانی است و سراسر اخلاق مانوی در اطراف رهایی روان از تن دور می زند.
عموما معتقدند که کیش مانی عبارت است از یک سلسله عناصر زردشتی و مسیحی و بودایی بعلاوه ابداعات و ابتکاراتی که از خود او بوده است. برخی گفته اند: تعلیم مانی که تلفیقی از مذاهب گنوسی با آیین های هندی و ایرانی بود. استاد مطهری می فرماید: مانی در ایران قدیم مذهبی آورد که ثابت شده است ریشه هایی در مذاهب مختلف دارد و ریشه تعلیماتش بیشتر در مسیحیت است ولی پوشش ظاهری اش از مذهب زرتشتی است و در چندین مذهب دیگر هم ریشه داشته است.

دین مانی ترکیبى از دیگر معتقدات
دین مانى ترکیبى است از معتقدات مردم بابل و ایران و اصول بودائى و مسیحى. مانی بر این عقیده است که جهان بر مبنای روشنایی و تاریکی است و از همین رو است که خوبی و بدی وجود دارد.این آیین در ایران دوران ساسانیان مخصوصا در دوره پادشاهی یک ساله هرمز هواخواهان و پیروانی داشته است. سیدحسن تقی زاده در کتاب مانی و دین او می گوید:... راجع به عقائد محققین در اصل و منشا دین مانی باید گفته شود که بر حسب تحقیق صحیح اگر چه مانی از همه مذاهب و ادیان معروف نزد او کم و بیش (مثلا از بودایی خیلی کم و از زردشتی و زروانی قدری بیشتر و از نصرانیت باز بیشتر) و از طریقه های "گنوسی" بیش از همه (و مخصوصا از مرقیون) افکاری اخذ نموده لکن دین او فقط ترکیب اقتباسات نبوده بلکه اساس و روح آن از خود مانی بوده و مؤسس این بنای عظیم و ریزنده پی آن، خود آن شخص عجیب بوده و رنگهای ادیان معروف دیگر عارضی و عمده برای سهولت نشر دین مانی در ممالک دیگر و بین دیگر اقوام هندی و زردشتی و عیسوی بوده است.

دیدگاههای مختلف در خصوص منشأ و ماهیت آیین مانوی
در خصوص منشأ و ماهیت آیین مانوی این دیدگاهها را مطرح نموده اند:
1- عقائد قدیمی ایرانی
یکی از ویژگی های تبلیغ در آیین مانی آن بود که در هر منطقه ای به زبان آن منطقه و به نحوی که برای مردم آن منطقه قابل درک باشد، به تبلیغ می پرداخت. خود او در متنی به زبان فارسی میانه می گوید: «دینی که من گزیدم، از دیگر دین های پیشینیان در ده چیز برتر و بهتر است. یک، آن که دین های پیشین به یک شهر و یک زبان بودند. اما دینی که من آوردم، در هر شهر و به هر زبان پیدا شود و در شهرهای دور گسترش یابد». دین مانى یکى از شاخه هاى دین زرتشت بود و عقیده به دوگرائى (ثنویت) مسلما از دین زرتشت اقتباس شده بود، ولى از گنوز یا عرفان مسیحی هم تأثیر پذیرفته بود. مبلغان دین مانى هر جا مى رفتند، دین مانى را با مقتضیات محلى تطبیق مى دادند؛ در شرق خود را زرتشتى و در غرب ترسائى معرفى مى کردند. مانی از عناصر اعتقادات بومی هر منطقه نیز وام می گرفت. از این رو، در اساطیر مانوی نام های ایزدان ایرانی با نقش هایی متفاوت تکرار می شود، از قبیل: هرمز بغ، مهر ایزد، بهمن بزرگ، نریسه یزد.
سیدحسن تقی زاده در دو خطابه محققانه ای که در انجمن ایران شناسی ایراد کرده می گوید: جمعی از محققین مایل به این عقیده شدند که عقائد قدیمی ایرانی و مخصوصا عقیده زروانی و بعضی طریقه های غیر رسمی و بدعت آمیز زردشتیان در دوره اواخر اشکانیان و اوایل ساسانیان در ترکیب و بنیان عقائد مانی سهم مهمی دارند، لکن در نتیجه تحقیقات عمیقتر معلوم شد این شباهت ظاهری است و ناشی از آن است که مانی در بیان مطالب خود اصطلاحات هر قوم و امتی را اقتباس و تعلیمات خود را به قالب معتقدات جماعتی می ریخت که در میان آنها دعوت خود را نشر می کرد. مانی برای نفوذ در میان اقوام گوناگون یک نوع رهیافت emic و نگاه از درون داشته به آن معنا که از باورهای خود قوم استفاده کرده تا بتواند عقاید خود را میان آن ها نشر و ترویج کند.مثلا در ایران برای هم بهتر پیروان ایرانی اش نام بعضی ایزدان مزدیسنی را عاریت کرده بود و در سلسله اساطیر خویش سرگذشت پهلوانان داستان های ایران مثل فریدون را وارد کرده بود. مانى شناسان، دین مانى را با دین مندائى مرتبط مى دانند. مندائیان از ارواحى که مظهر روشنایى هستند، یارى مى طلبند و هرگز به ارواحى که مظهر تاریکى است، متوسل نمى شوند.

2- عقائد مسیحی
بعدها به جنبه عقائد مسیحی در ترکیب مانویت بیشتر اهمیت داده شد و مخصوصا محقق گردید که مانی از دین عیسوی بیشتر اطلاع داشت تا از ادیان و معتقدات ایرانی و هندی، ولی البته منبع اطلاعات او دین رسمی مسیحی نبود بلکه بیشتر طریقه های " گنوسی " مسیحی بوده که تحت تاثیر " هلنیزم " یعنی عقائد و فلسفه یونانی اشراقی مشرب رائج در مشرق (سوریه و بین النهرین) در دوره بعد از اسکندر که با فلسفه قدیم و اصلی یونان اختلاف داشت، آمیخته به فلسفه شرقی شده و رنگ شرقی به خود گرفته بود و از قرون بلافصل قبل از تاریخ مسیحی در آن نواحی نشو و نما کرده و به وجود آمده بود و مخصوصا " مرقیون " و " باردیصان " که هر دو " گنوسی " و دارای عقیده " ثنوی " بوده اند. مبلغان دین مانى هر جا مى رفتند، دین مانى را با مقتضیات محلى تطبیق مى دادند؛ در شرق خود را زرتشتى و در غرب ترسائى معرفى مى کردند. به این دلیل در جهان غرب مانى به عنوان یکى از بدعت گذاران مسیحى معرفى شده است .مانی از عناصر اعتقادات بومی هر منطقه که به آنجا سفر می کرد، وام می گرفت: مانند عناصر مسیحی چون عیسای درخشان، شیث و حضرت عیسی مسیح (ع) که مانی خود را ادامه دهنده راه وی می خواند. مانی با تطبیق خود با این دین، می خواست غرب را تسخیر کند، همان طور که در شرق مبلغان آیین مانوی عناصری چند از آیین بودایی (از جمله اعتقاد به زادمرد یا تناسخ) را اقتباس کردند تا بهتر از سوی مردم بودایی پذیرفته شوند. آیین مانوی از همان آغاز به صورت آیینی آمیزه گرا (عقیده به توحید عقاید گوناگون) ظهور کرد. در این آیین، تلفیقی آگاهانه از اعتقادات مسیحی و ایرانی بر اساس اعتقادات باستانی بین النهرین در قالب اعتقادات عرفانی تعمیدی صورت گرفته بود. عقاید مسیحیت تاثیری عمیق در آیین مانی کرده بود به نحوی که نخستین تثلیث مانویه (پدر عظمت-انسان اول-مادر زندگانی) برگرفته از تثلیث مسیحیت است.و بسیاری از تعالیم اخلاقی مانوی اقتباس از دیانت مسیح است. در خصوص تأثیر عقائد مسیحی در ترکیب مانویت گفته شده که پس از سقوط و انقراض دولت اشکانیان و گسترش آئین مسیح که تغییر شکل یافته آئین مهر بود (مشابهت های دینی مسیح با آئین مهر آنقدر زیاد بود و به قدری در ساختن دین مسیح از آئین مهر کمک گرفته شده بود که برای پیروان آئین مهر آسان بود که دین مسیح را بپذیرند؛ بدون اینکه احساس کنند از دین اصلی خود زیاد فاصله گرفته اند:
1- علامت صلیب که خاص آئین مهر بود و بر پیشانی سربازان مهر داغ یا خال کوبی می شد، علامت دین مسیح قرار داده شد.
2- روز یکشنبه که روز خورشید بود بیشتر در اثر تلقین پیروان مهر روز اول هفته مسیحیان شد و آن را روز خدای ما خواندند. (Day of our Lord)
3- روز تولد مهر که در اول زمستان یعنی هنگام بلند شدن روزها پس از رسیدن به کوتاهترین زمان خود بود و روز تولد مهر شناخته می شد، مسیحیان به عنوان روز تولد مسیح شناختند و آن را عید کریسمس یا نوئل خود قرار دادند.
4- مسیح مانند مهر در غار یا (دالان دراز) پا به عرصه وجود می نهد و مانند او از سنگ برخاسته به آسمان میرود.
5- میهمانی مقدس آخرین شام به طوری که در انجیل آمده با شام آخرین شب مهر شباهت دارد.
6- هر دو از مادرانی باکره به وجود می آیند.
7- هیچیک زن نمیگیرند.
8- مهر با کشتن گاو موجب زنده شدن موجودات و تجدید حیات یافتن آنان میگردد و حضرت مسیح نیز مردگان را از گور بر می خیزاند.
9- غسل تعمید در آئین مهر از ضروریات بود و همین امر جزو آداب اصلی مسیحیت گردید.
10- در جزو مراسم و آداب مهر این بود که همه حاضران در خوردن از یک قطعه نان و آب ممزوج با شراب به عنوان هئومه شرکت میکردند و پیروان مسیح نیز در کلیساها نان و شراب میخورند.
11- میترا در پایان جهان به این عالم باز میگردد، تا جهان را پر از عدل و داد کند و اشخاص صالح و درستکار را از اشخاص گناهکار جدا کند و به درستکاران شیر مقدس یعنی هئومه ممزوج با روغن بدهد تا عمر جاوید یابند و حضرت عیسی نیز در پایان جهان به این دنیا باز خواهد گشت.
12- جزو مراسم آئین مهر - ناقوس و روشن کردن شمع هست که هر دو در دین مسیح نیز به چشم میخورد.
13- مهر ایزد عهد و پیمان است، و جالب است که کتاب انجیل را نیز کتاب عهد جدید می نامند.) مغرب زمین دین مسیح را به ایران فرستاد و در مقابل این آئین به مرور در ایالت مرزی ارمنستان و نواحی دیگر بطور کامل بسط و انتشار یافت. درست در همین زمان بود که دین مانی در ایران به وجود آمد. دین مانی در حقیقت واقع: آئینی است که از ترکیب دین زرتشت و دین مهر و مسیحیت به وجود آمده است، می خواست دینی یگانه و مشترک بین آنها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آنها برای همیشه رخت بر می بست. در تشکیلات دینی مانی از نقوش کلیساهای مسیحی بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و مانند مسیحیان 12 حواری در راس آن قرار داشته و سپس از 72 شاگرد که متشکل از کشیشان بوده اند بهره گیری شده است.

عیسی در دین مانی
ظاهرا مانی به دین عیسی معتقد بوده است: 1. عیسای درخشان، خدای نجات بخش؛ 2. عیسای رنجبر که در مانویت غرب به روح دردکشنده در ماده اطلاق می شد، روحی که چونان عیسای بر دار شده، خود بر دار کشیده شده است؛ 3. عیسی مسیح، پیامبر و پسر خدا که ظاهر انسان به خود گرفته بود و می پنداشتند که بر دار شده و درد می کشد. مانی این نظر را که پیامبر و پسر خدا جسمیت یافته دارای تن است، رد می کرد و معتقد نبود که او واقعا بر دار شده است. مانی عیسی مسیح را پیامبر پیش از خود می دانست و خود را پیامبری می دانست که او پیش بینی کرده بود.

3- آیین گنوسی
مانی در بنیاد اندیشه اش مروج آیین گنوسی است، اما برخلاف گنوسیان پیش از خود، بن مایه هایی مهم از دین زرتشت، بودا و مسیح را به آیین خویش افزود و رنگی تازه و دینی به آن بخشید. گنوسیان پیش از او، چون مرقیون، باسیلیوس و والنتینوس همگی در شمار فرقه هایی گنوسی مسیحی بودند و بیشتر گرایشی عرفانی داشتند و آرای آنها برای خواص بود، در حالی که مانی آیینی نو آورد و گرایش عرفانی را به دینی مبدل کرد که قرنها دوام یافت. در دین مانی، اعتقاد به دو اصل جاودانی وجود دارد، نور (یا روح) و تاریکی (یا ماده) جهان کنونی از کنش و واکنش های میان این دو تشکیل شده است و زاییده نبرد میان تاریکی و نور است که به پراکندگی پاره های نور منجر شده و انتشار گوهر مینوی و محبوس ماندن آن در ماده، منجر به زندانی شدن روح در قفس تن گشته است.همه اینها بی تردید، باورهایی گنوسی است و مفهوم اصلی آن «طلا در گل» (یعنی روح محبوس در ماده) است، عنصر ارزشمندی که نیازمند رهایی است، تا به سرچشمه خویش بازگردد. آموزه رستگاری مانوی مبتنی بر دانش است. دین مانوی، همانند همه جنبشهای گنوسی، «دانش» را مایه نجات آدمی می داند و این نجات از راه پیروزی «نور نیکو» بر «تیرگی شرور» به دست می آید. معرفت از طریق خاطره ای به رستگاری منجر می شود که در آن، انسان تشخیص می دهد که روحش پاره ای از نور و با خدای متعال هم گوهر است. دین مانی در حقیقت واقع: آئینی است که از ترکیب دین زرتشت و عقاید گنوسی و مسیحیت به وجود آمده است، می خواست دینی یگانه و مشترک بین آنها بسازد و اگر این فرض به موفقیت منجر می شد و مورد قبول همه واقع می گردید، خطر بزرگ دو دستگی دین و اختلافات آنها برای همیشه رخت بر می بست. مانى را معمولا تحت تاثیر آراى بردیصان و مارکیون (مرقیون) نیز مى دانند.بردیصان، فیلسوف مسیحى (222- 154م). گنوسى و مؤسس فرقه دیصانیه، در اصل، اهل پارت بود و آثارش منبع عمده افکار مانى به شمار مى آید. او نیز به دو اصل نور و ظلمت قائل بوده و آنها را منشا خیر و شر مى دانسته است. مارکیون (متوفاى 160م). بنیانگذار یک فرقه مسیحى گنوسى است که پیروانش به دو خدا باور داشتند، یک خداى آفریننده که همان خداى موسى است و دیگرى عیسى مسیح. مانویت در سرزمینهاى مدیترانه و در آسیا و هند پیروانى یافت. در اثر مخالفتهاى قدیس آگوستین، که خودش زمانى به دین مانوى گرویده بود، چندى رو به افول نهاد اما بعد از جنگهاى صلیبى، گروهى مبادى مانى را از سرزمینهاى شرقى اقتباس کرده، دوباره به مغرب زمین آوردند و فرقه اى به نام کاتارها را ایجاد کردند که مدتها در جنوب فرانسه رواج یافت. در سده یازدهم کاتارها در ایتالیا، آلمان و فرانسه پرآوازه بودند. اما پس از قرن سیزدهم به تدریج دین مانوى پیروان خود را از دست داد .این دین گرچه ظاهرا رو به افول نهاده، اما از آنجا که ریشه اى گنوسى داشته است، هنوز در قالب فرق گوناگون گنوسى، به ویژه در عالم مسیحیت، به حیات خود ادامه مى دهد. «رستگارى از راه دانش » که اصل و اساس هر نوع تفکر گنوسى است، هنوز آنقدر جاذبه دارد که افرادى را به سوى خود بکشاند. همانگونه که قدیس آگوستین، یکى از آباى عظیم القدر کلیسا، اقرار مى کند که در دوران گرایش خود به مانویت، بیشتر جذب این جنبه آیین مذکور بوده است.

4- آیین یهود
مانی برای نفوذ در میان اقوام گوناگون یک نوع رهیافت emic و نگاه از درون داشته به آن معنا که از باورهای خود قوم استفاده کرده تا بتواند عقاید خود را میان آن ها نشر و ترویج کند.مانی با وجود اینکه دین یهود را بی اساس و یهودیان را گمراه محض می داند داستان آفرینش عالم و آدم را با مختصر تغییری از تورات نقل می کند.

5- آیین های هندی
برخی تعلیمات مانی را تلفیقی از آیین های هندی به خصوص دین بودایی می دانند. گفته شده مذهب مانی ترکیبی است از معتقدات مردم بابل و ایران - اصول بودایی و مسیحی و نوعی عرفان که از معتقدات بودایی و هندو سرچشمه گرفته شده است. حتی عده ای معتقدند مانی عقیده تناسخ را از هندیان خاصه بوداییان گرفته است.




برچسب ها : اصل و منشا ایین مانی,